.

((( میقات، عرصه ای برای دفاع از الهیات و معارف وحیانی در برابر الهیات و معارف بشری ))) با سلام و خوش آمد گویی به دوستان عزیز. اینجانب عباس قاسم پور، اهل شهرستان دشتستان، دانشجوی کارشناسی علوم قرآن و حدیث دانشگاه شیراز، چند صباحی است که به طور جدی به مطالعه ی فلسفه و عرفان اسلامی و نسبت آن با تعالیم و آموزه های وحیانی شریعت اسلام و تحقیق در این باره اشتغال دارم و حاصل بخشی از مطالعات و تحقیقاتم کتابی با عنوان "شیخ اعظم عرفا چه می گوید؟" در حدود 230 صفحه می باشد (که در مراحل تایید وزارت ارشاد و صدور مجوز چاپ است). و در این تالیف به نقد و رد دیدگاه های محیی الدین ابن عربی، (پایه گذار و پدر عرفان اسلامی)، در حد بضاعت و توان ناچیزم پرداخته ام. دوستان! حقیقتاً هر چقدر در تحقیق در این باره پیش می روم ایمانم به این فرموده ی بزرگان تشیع که راه فلسفه و عرفان با راه قرآن و اهل بیت علیهم السلام، راهی متفاوت و در تقابل هم می باشد و این دو، دو مدرسه و دو مکتب متفاوت اند که به تعالیم متفاوت و در تضاد با هم ختم می شوند، بیشتر می شود. لازم می دانم به عرضتان برسانم که جریان نقد فلسفه و عرفان مصطلح اسلامی، جریانی مستمر و پویا و تاریخی است و غالب فقها و متکلمین و باورمندان به مکتب وحی و برهان یعنی مکتب اهل بیت علیهم السلام، نه تنها قاىل به این مسلک و مکتب نبوده اند بلکه همواره رو در رو و در تقابل با آن بوده و هستند. و نیز اضافه می کنم که جریان فلسفه اسلامی و عرفان مصطلح، به هیچ وجه جریانی غالب در حوزه های علمی جهان اسلام و جهان تشیع نبوده است و تنها در دو دوره رشد و گسترش قابل توجهی داشته و در حوزه های دینی خودنمایی کرده است. یکی در دوران صفویه با ظهور میرداماد و ملاصدرا و دیگری در چند دهه ی کنونی (حدود نیم قرن اخیر). و لذا ما اکنون در فضای سنگینی از هجوم آراء و عقاید فلسفی و عرفانی (که غالبا در تضاد و تقابل با مسلمات عقیدتی آموزه های شریعت است) قرار داریم. و این، تکلیفی سخت و سنگین بر دوش ما می گذارد که از معارف وحیانی و آموزه های حضرت رسول(ص) و اهل بیت بزرگوار ایشان(ع) دفاع کنیم و با نمایاندن و برملا کردن عقاید و باورهای غیر اسلامی (و ضد اسلامی) فلاسفه و عرفا، از خیل جفاهایی که ایشان به اسم اسلام و در لباس اسلام، بر شخص اول ممکنان حضرت محمد بن عبدالله(ص) و تعالیم وحیانی اش وارد می کنند بکاهیم و از ساحت مقدس وحی دفاع کنیم. (نظرات شما عزیزان حقیر را در ارائه ی هرچه بهتر مطالب یاری خواهد کرد.) والسلام علی من التبع الهدی و خاف عواقب الردی.
:: پروفایل مدیر وبلاگ
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
گدر آیت الله سید موسی زرآبادی از ظلمت به نور !
نویسنده : عباس قاسمپور
تاریخ : جمعه دهم آذر 1391
مطلبی خواندنی درباره آیت الله زرآبادی (ره)

آیت‏الله سیدموسی زرآبادی یکی از بنیان‌گذارن مکتب تفکیک به شمار می‌رود. وی در حدود سال 1256 شمسی در قزوین به دنیا آمد؛ زرآبادی در این شهر و تهران از محضر حضرات آیات: میرزا ابوالحسن جلوه، میرزا حسن کرمانشاهی، شیخ فضل‏الله نوری و ... استفاده کرد و در علوم عقلی و نقلی به استادی رسید.

سید موسی در علوم غریبه یکی از استادیان مسلم و متبحر بود و در مراحل تقوی و تهذیب نفس و سلوک شرعی نیز از نخبگان عصر خود به شمار می‌رفت، لیکن استادان و مربیان او در این زمینه‏ها شناخته شده نیست.

آیت‏الله زرآبادی به همراه میرزا مهدی اصفهانی و شیخ مجتبی قزوینی خراسانی٬ سه رکن عمده مکتب تفکیک را در سده چهاردهم هجری تشکیل می‏دهند.

بر اساس این مکتب که ایشان از بزرگان آن است، ناب سازی و خالص ماندن شناخت‏های قرآنی و فهمیدن این شناخت‏ها و معارف به دور از تأویل و مخلوط شدن با افکار و نیز بر کنار از تفسیر به رأی از اهداف آن به شمار می‏رود. به بیان دیگر، جریان مکتب تفکیک بر این باور است که ما کلام تعقل می‌خواهیم اما اصول فلسفی مانند قدم عالم، وحدت وجود و ضرورت علت و معلول را قبول نداریم. یعنی جداسازی دین از فلسفه، و نقد و تخطئه عالمانه فلسفه.

آیت‏الله زرآبادی سالیان متمادی به تدریس پرداخت و شاگردان بسیاری پرورش داد که از جمله آن‌ها شیخ مجتبی قزوینی، شیخ علی‏اکبر اللّهیان تنکابنی، شیخ علی‏اصغر شکرنابی و سید ابوالحسن حافظیان مشهدی و شیخ هاشم قزوینی خراسانی است.

آیت‏الله زرآبادی سرانجام در بیست و چهارم تیر ماه 1313 ش برابر با دوم ربیع‏الثانی 1353 ق در 59 سالگی به سرای باقی شتافت و در صحن امامزاده حسین قزوین به خاک سپرده شد.

مکاشفه شیطانی

علی اکبر مهدی‌پور در کتاب «اجساد جاویدان» به نقل از آیت‌الله زرآبادی می‌نویسد: در روزهایی که در قزوین امام جماعت بودم مدّتی به سیر و سلوک پرداختم، و به قدری پیش رفتم که پرده‌ها از جلو چشمم برداشته شد، دیوارها در برابر من حایل نبود، وقتی که در خانه نشسته بودم، رهگذرها را در کوچه و خیابان می‌دیدم. روزی به من گفته شد: حال که به این مقام رسیده‌ای، اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، فقط یک راه دارد، و آن ترک اعمال ظاهری است.

 

سید موسی زرآبادی

آیت‌الله زرآبادی گفت: این اعمال ظاهری با دلایل قطعی و براهین مسلّم شرعی به ما ثابت شده است، من هرگز تا زنده‌ام آنها را ترک نخواهم کرد.

گفته شد: در این صورت همه آنچه به شما داده شده، از شما سلب خواهد شد.

پاسخ داده شد: به جهنّم!

آیت‏الله زرآبادی می‌گوید: از همان لحظه آن حالت از من سلب شد و یک فرد عادی شدم، دیگر از آن کشف و شهود خبری نبود. در آن هنگام متوجّه شدم که شیطان از این اعمال ظاهری ما با آن همه نقصی که دارد، شدیداً در رنج و عذاب است. بنابراین تصمیم گرفتم که با تمام قدرت به اعمال مستحبی روی بیاورم و در حدّ توان چیزی از مستحبات را ترک نکنم. از فضل پروردگار در پرتو التزام به شرع مبین حالاتی به من دست داد، که حالات پیشین در برابر آن ناچیز بود.



:: برچسب‌ها: آیت الله سید موسی زرآبادی, مکتب تفکیک, مکاشفه شیطانی, مکاشفه الهی, گذر از ظلمت به نور
 
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


فال انبیاء